دانلود رمان تاون یک روز بارانی pdf از ملیکا شاهوردی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ملیکا شاهوردی در رمان تاوان یک روز بارانی، داستانی عاشقانه را روایت می کند. داستانی درباره زندگی دختری به نام جانان و خواهرش که در یک شرکت کار می کنه و درگیر مسائل عاطفی و عاشقانه با پسر رئیس شرکتش می شود…در این داستان جانان توسط جاوید خشن اجیر میشه تا با اغواگری هاش طوفان رو خام خودش کنه و بکشتش. اما همه چی زمانی شروع میشه که جانان عاشق مردونگی طوفان میشه و….
برگه رو گذاشتم رو میز. نگاه مشکوکی بهم انداخت و برداشتش. با دقت وارسیش کرد، همونطوری که مشغول خوندنش بود گفت:
– مدارکتو بده.
بی حرف از داخل کیفم درآوردم و دادم بهش. صفحه اولشو چک کرد.
– فکر نمیکردم آنقدر کوچولو باشی. صورتت بزرگتر نشونت میده.
دستمو تکیه گاه چونم کردم
– من کوچولو نیستم. اگر میخواید عینک بدم بهتون با دقت مطالعه کنید.
خندید
– از نظر من کوچیکی.
یکم خم شد جلو
– در واقع اینطوری بگم بهت زمانی که من فارغ تحصیل شدم تو تازه به دنیا اومده بودی.
بهت زده نگاهش کردم.
یعنی دوبرابر من سن داشت؟
با دقت به چهرش نگاه کردم صورت کشیده و پیشونی بلند. دماغ عقابی و چشمایه آبی که بی شباهت به دریای بیکران نبود. اندام ورزیده، چهارشونه، قد بلند و…اگر تو یک کلمه میتونست توصیف بشه مسلما میشد گفت جذاب. کلافه سرمو تکون دادم و زیر لب غریدم:
– بس کن جانان ندید بدید بازی در نیار.
مشکوک نگاهم کرد
– چیزی گفتی؟
تو جام جابه جا شدم
– نه… نه..زنده باشید.
سرشو تکون داد
– ممنون.
خودکار نقره ایشو گذاشت رو میز و دستاشو گره کرد تو هم. با صورت جدی و لحنی که بی شباهت به قبل نبود گفت:
– خب جانان، با دقت به حرفام گوش بده که یک بار برای همیشه میگم.
من از حاشیه و طفره رفتن متنفرم. اول از همه میرم سراغ اصل مطلب و دوست دارم طرف مقابلمم همینطور باشه. اینجا حرف، حرف منه و کوچیک ترین نافرمانی برابره با مجازات.
انگشت اشارشو گرفت سمتم.