دانلود رمان تمنا برای نفس کشیدن pdf از شادین برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستانمون درباره ی دختر شاد و شنگول و فوضولیه به اسم تمنا تمنا دقیقا موقع برگشت از ازجلسه کنکور تو ترافیک با پسری به اسم هیراد اشنا میشه یه پسر مغرور و خشک و… افسرده از جایی که تمنای ما زیادی فضوله. حسابی تو خلوتش سرک میکشه و ته و توی قضیه رو درمیاره و عزمشو جزم میکنه که هیراد رو از اون حالت در بیاره؛ حالا به راه و روش خودش که اصلا باب میل هیراد نیست. سر موضاعاتی تمنا هیرادو مجبور میکنه که بزاره تو خونش زندگی کنه البته به شرطی که تنها نباشه و هیرادم باهاش بره…حالا هیرادی که اصلا با اصل وجود تمنا مشکل داره میتونه با این موضوع کنار بیاد؟
اوف! دیگه جونی تو تنم نمونده ،الاناست که نفله شم از خستگی! فک نکنم دیگه کسی مونده باشه که امواتشو مورد عنایت قرار نداده باشم! از رئیس سازمان سنجش و طراحان سوال گرفته تا مراقبان عزیز و گرامی که بسان سگان شکاری بالای سرم بودن و منتظر بودن تا جم بخورم که بپرن پاچمو بگیرن! ای بر پدرتون لعنت، ای جد و آبادتون آتیش بگیره، ای نسلتون ور بیفته، ای همتون برین زیر تریلی گوشت چرخ کرده شین، ای…
مریم: چی میگی واسه خودت تمنا؟ داری کیا رو اینجوری سوزناک نفرین میکنی؟
تمنا:این طراحای زباله رو! مریم جون نمیدونی چقدر سخت گرفته بودن. انگار ارث پدرای بی پدرشونو از ما بخت برگشته ها طلب داشتن!
سعید: تو که گفتی خوب دادی!
تمنا:اون که سگ درصد ولی این دلیل نمیشه که واسه سوالای مضخرفی که طرح کردن نفرینشون نکنم!
سعید:حالا تو خون کثیف خودتو آلوده نکن! بگیر یه ذره دراز بکش یه یه ربع دیگه میرسیم خونه!
مریم: سعید چرا اون ماشین جلویی ها حرکت نمیکنن
سعید: چه میدونم!
تمنا: خو برو ببین چی شده دیگه!
سعید: تو کار بزرگترت دخالت نکن بچه!
مریم: راس میگه دیگه برو ببین چی شده…..