دانلود رمان پارانوئید جلد دوم pdf از نازنین امراللهی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ما ۵ انسانیم با دردهای متفاوت که زندگی برای ما زهر کرده … ۵ تا جوان که هرکدام یک خطایی کردیم و شاید بخاطر گذشته ی اسرا و توماژ یا … تقاص پس بدهیم. شاید زندگی این ۵ تا به یک نخ وصل باشه که یکی از آنها با یک جاهلی …
دست های کشیده و سفیدش را بالا داد و با ناز و کرشمه چشمانش همراه کمرش پیچ و تاب داد. به راستی که همه مسخ شده بودند و او به راستی یک طناز تمام عیار بود. عجیب دست و پاهایش باهم اُنس داشتند که همراه هم به لرزه در آمدند. دستان ظریفش زیر امواج موهایش پنهان کرد و با کرشمه مانند ماهی قوسی به کمر باریکش داد. هرقدم شده بود زنگ زدن صدای “جلینگ” مچ بندش.
چرخ !… چرخ !… چرخ !…
خم شد و لیوان مخصوص نوشیدنی به بینی اش نزدیک کرد و چشم بست و دلبرانه یک نفس بالا کشید. عجیب این طعم تلخ و گس به مزاقش خوش نیامده بود.
-خوشگله بدجور چشم روی خودت خیره کرده بودی.
خاکستری خمارش را خمارتر کرد …گویا ذوب این چشم ها شده بود.
-مگه میشه چشم روی من خیره نشه؟
با یک قدم بلند جلوی دخترک ایستاد و کمرش را به پیشخوان کافه کوباند و زلف های مشکی را با سرانگشت به عقب راند.
-بر منرکش لعنت!
نیاز به شریکی برای رقص دارم، افتخار میدی؟