دانلود رمان عشق آتشین pdf از عزیز نسین برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مَحمَت نُصرَت معروف به عَزیز نَسین (۲۰ دسامبر ۱۹۱۵- ۶ ژوئیه ۱۹۹۵) نویسنده، مترجم و طنزنویس اهل ترکیه است. پس از خدمت افسری حرفهای، نسین سردبیری شماری گاهنامه طنز را عهدهدار شد. دیدگاههای سیاسی او منجر به چند بار به زندان رفتن شد. بسیاری از آثار نسین به هجو دیوانسالاری و نابرابریهای اقتصادی در جامعهٔ وقت ترکیه اختصاص دارند. آثار او به افزون از ۳۰ زبان گوناگون ترجمه شدهاند. بسیاری از داستانهای کوتاه او را ثمین باغچهبان، احمد شاملو، رضا همراه و صمد بهرنگی به فارسی ترجمه کردهاند. در سالهای پایانی زندگی، عزیز نسین به مبارزهٔ روزافزون با آنچه نادانی و افراطیگری دینی میخواند پرداخت. او به آزادی بیان و حق انتقاد بدون چشمپوشی از اسلام معتقد بود.
ساعت یازده در سالن هتل قرار ملاقات داشتم. خیال بد نکنید، من اهل قرار و مدار با زن ها و دخترها نیستم. یک آدم گرسنه و بیکار حال و حوصله این کارها رو ندارد. قرار بود یکی از رفقا برایم کاری درست کند، گفته بود سر و وضعم را مرتب کنم و به سالن هتل که پاتوق اوست بیایم تا مرا به یکی از کارفرماها معرفی کند. لباس سیاه رنگی را که هفت هشت سال پیش دوخته بودم از تو کمد بیرون آوردم. نمی دانم لباس تنگ شده بود یا من چاق شدم؟!
چیز عجیبی است این روزها آدم از باد هوا خوردن هم چاق می شود!! با زحمت شلوارش را پوشیدم. اما کتش روی شانه هایم عاریه ماند. حالت عقابی را پیدا کردم که می خواهد پرواز کند!!! قیافه ام مثل آدم های پولداری که هیچ ناراحتی و مشکلی ندارند، شده بود.
وارد سالن هتل شدم. دوستم هنوز نیامده بود، روی کاناپه نشستم و در انتظار آمدنش مشغول ورق زدن مجلات روی میز شدم. سخت احساس گرسنگی می کردم. بیست و چهار بود جز کمی نان و یک استکان چای چیزی نخورده بودم. با دوستم رودربایستی نداشتم. به محض اینکه بیاید به او می گویم دستور غذا بدهد و یک وعده غذای سیر می خورم.