دانلود رمان به دنبال کریسمس pdf از جیل شالویس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ُلبی آلبرایت” نویسندهی داستان های فانتزی پرفروش نیویورک تایمز، برای فرار از رکود ذهنی عجیبی که به خاطر مشکلات خانوادگی دچارش شده، با یه تصمیم آنی و بدون خبر دادن به کسی، از شهرش دور میشه و یه مقصد تصادفی رو انتخاب میکنه. شاید اینطوری بتونه به ذهن آشفته اش سر و سامونی بده. تو این سفر با “اسپنسر بالدوین” آشنا میشه، نابغهی جذابی که تمام زندگیش خلاصه شده توی کار با تکنولوژی و از سایه های روابط گذشته اش فراریه. کلبی و اسپنسر به شکل عجیب، دیوانه وار و آتشینی جذب هم میشن و همه معادلات هر دوشون برای ادامه ی هدفی که داشتن به هم میریزه و…
کلبی آلبرایت توی فرودگاه شلوغ الگاردیا ایستاده و به تابلوی پرواز ها خیره شده بود… حس می کرد قفسه ی سینه اش تنگ شده و راه گلوش بسته است… به خودش گفت همون اضطراب همیشگیه، فقط نفس بکش … که البته بدنش به مغزش گوش نداد … اون به ندرت به حرف های عاقلانه گوش می داد… در هر صورت، اول دسامبر بود و در حالیکه اون بی حرکت ایستاده و سعی داشت مقصدش رو انتخاب کنه مردم مثل مرغ سرکنده با عجله از کنارش می گذشتند،
تنها چیز مهم براش این بود که یک جای گرم و گرمسیری باشه. یک ساحل خارجی کاملا مناسب بود… مثلا: جزیره ی اروبا… جاماییکا… اوووه، می خوام ببرمت… عالیه، حالا آهنگ پسر های ساحلی داشت توی ذهنش تکرار می شد… تمام تلاشش رو کرد تا فراموشش کنه و دوباره به تابلو نگاه کرد … برای یک دختر بیست و هشت ساله ی فراری که چمدونش رو بسته و هیچ تردیدی نداره انتخاب های زیادی وجود داشت… گوشیش توی کیفش لرزید و باعث در هم
رفتن چهره اش شد. خیلی خوب، تردیدهایی داشت… یک عالمه تردید که باعث شده بودند چمدونش مثل یک وزنه هزار پوندی به نظر بیاد و نفسش رو بند بیاره اما به خودش اجازه ی سر کج کردن و برگشتن نداد… اون این کار رو انجام می داد … وقتی که داشت به این موضوع فکر می کرد تابلوی پرواز تغییر کرد، سری پرواز هایی که همه به طرف جنوب می رفتند محو شدند و وقتی دوباره ظاهر شدند… یا تاخیر داشتند یا کنسل شده بودند… یک نفر کنارش با نفرت گفت…