دانلود رمان معجون جلد دوم pdf از مریم پیروند برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در جلد اول خوندیم، بهار دختری که به خاطر دست درازی که در گذشته براش اتفاق میفته، زندگیش دستخوش یه سری تغییرات میشن که با ورود پسرعموی بزرگش به زندگیش که هفدهسال از خودش بزرگتره، چالشهایی براش بوجود میاد که در نتیجه عشقی هست که بین هر دوشون اتفاق میفته. اما در فصل دوم شاهد اتفاقات بزرگتری هستین، دشمنی که برای نابودیه زندگیه هردوشون پیش میاد و کیان تصادف میکنه و براثر این تصادف حافظهش رو از دست میده ….
با صدای زنگ گوشیه کیان لای چشمهام رو باز کردم، مطمئن بودم کار چه آدمِ مریضیه که برای تفریح و خنده هاش حتی از صبح روز عروسیمون نگذشته … کیان زیر لب آروم ولی با حرص غر زد : مردهشور اون لنگای درازتو ببرن که ندیده هم میدونم خودتی … انگار کرم داره که نمیتونه از آزار دادناش دست برداره.
گوشیش رو از پاتختیه کنارم برداشتم و با چشمهای نیمه بازم به صفحه و اسمش خیره شدم پوفی کشیدم و بیحوصله تماس رو وصل کردم … بهروز ما خواب بودیما … با صدای شوخش تصنعی توپید بهم : بهروز و زهرمار ،تا پارسال عمو بهروزت بودم حالا شدم بهروزِ مزاحم !! پاشو ببینم، خجالت نمیکشین تا لِنگ ظهر خوابیدین؟
چی میگه این اوسکول ؟ … گوشی رو طرف کیان گرفتم : بیا ببین چی میگه … صدای بهروز و خنده هاش تو گوشی پیچید : هوی کیان چطوری پهلوون، نمیدونم بهت بگم خدا قوت که گل کاشتی یا بهت بگم: لامصب پاشو یه قرصی چیزی بده به زنت باز ما علاف نشیم … کیان با حالت عصبی نیمخیز شد و آرنج دست چپش رو اهرم بدنش قرار داد … زهرمار مِستربین، شده یه بار دولگدی نیای تو لحظات خوشِ من!