دانلود رمان معرکه ماه pdf از سرو روحی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ماهورا کرامت جهت ادامه تحصیل در کشوری دیگر و غرور و جوانی اش، عشق به الوند را که وارث ثروت خاندان احتشام است نادیده می گیرد، اکنون بعد از ده سال او که استاد دانشگاه و طراح دکوراسیون داخلی می باشد به واسطه شغل و ارتباط کاری پدرش با پدربزرگ الوند مجبور به همکاری با شرکت هلدینک احتشام می شود، الوند به واسطه کینه و دسیسه همسر پدربزرگش با نامزدش از ایران خارج می شود و در کانادا نامزدش او را ترک می کند و به بیماری خودایمنی مبتلا می شود، ماهورا تمام کارهایش در ایران را رها می کند تا …
چشمهایش از سقف به در و دیوار کشیده شد … کمی چای نوشید نیم نگاهی به چهره موذی مرد مقابلش انداخت استکان را روی میز مقابلش قرار داد … عصایش را به کنار صندلی چسباند و با لبخندی پرسید: بالاخره ما نفهمیدیم، میخوای بفروشی یا بازسازیش کنی؟ نفس سنگینی بیرون داد … با حالتی که در آن بی حوصلگی موج میزد گفت: فروشنده ام سالارخان … من از این خونه و این اتاقا خسته شدم … گفتم شما بیای یه سری بزنی ببینی چطوریه؟ چون خودم که الان پولشو ندارم بکوبم و بسازم!
سالارخان دستی به سبیل های پرپشت سفیدش کشید و تابی به آن ها داد … متفکرانه نگاهی به اتاقی که در آن بود انداخت و چشمش به پنجره ی مقابلش افتاد … نور خورشید مستقیم به داخل سالن می تابید … درختان تنومند و قدیمی که تا طبقه ی چهارم ساختمان قد کشیده بودند و گنجشک هایی که روی آن نشسته و آواز می خواندند باعث لبخندش شد و گفت: حیفه واسه کوبیدن … اونم با این طراحی اولیهاش که حسابی دلباز و نورگیره، یادمه برای ساخت این ساختمون و متریالش زحمت زیادی کشیدی.
دیگه از سکه افتاده استاد. اینجا رو باید داد دست بساز و بفروش … مرد سری تکان داد و لب زد: چی بگم … مال خودته … خود دانی … قدم هایش را از روی حیاط خانه به سمت داخل کشید و با دستانی که در جیبهایش بودند و قدم های آرام و شمردهای، سعی میکرد وجب به وجب ساختمان را با وسواس طی کند … گوشه و کنار سالن طبقه اول را نگاهی انداخت … طراحی خوبی داشت، مزیتش این بود که سالن ستون نداشت …