دانلود رمان دیگری pdf از سیرا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آرش و نرگس، زوج مستند سازی هستند که برای ساخت یک مستند رئالیتی شو به همراه دوستانشان به ارمنستان سفر می کنند که با رازهای غیر قابل پیش بینی مواجه می شوند. رازی که هیچکس جز “دیگری” ازآنها خبر ندارد…
-خیلی خب حاضری؟ داره ضبط میشه.
او لبخند می زند، قسمتی از موهای بلوند عسلی رنگش را به سمت پشت گوش هدایت می کند و دوربین را به سمت مرد می گیرد، مرد برای چند لحظه نگاهی به دوربین می اندازد و سپس حواسش را روی جاده متمرکز می سازد…
-خب، آقا آرش، امروز چه روزیه؟
-تو بگو! من پشت فرمونم!
زن می خند. صدای خنده اش در فضای ماشین می پیچد.
-پشت فرمونیف زبونتو که موش نخورده!
-خیلی خب! خیلی خب! امروز 15 مرداد ماه سال 97 هستش.
-و من کی هستم؟
مرد نگاهی اندر سفیهی به او می اندازد، زن با صدای بلند می خندد…
-بگو دیگه آرش!
مرد نفس عمیقی می کشد، لبخند می زند.
-با همسرم نگس، از تبریز به سمت مرز ارمنستان حرکت می کنیم، هوا هم مثل جهنم گرمه! دارم آتیش می گیرم، کولر هم جوابگو نیست، خدا داره حموم آفتاب می گیره!
زن می خندد. مرد هم همینطور…دوربین را بر روی پاهایش می گذارد، شالش را برمی دارد، یک دور دیگر موهایش را دم اسبی می بندد.