دانلود رمان بار دیگر با تو pdf از سپیده مختاریان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختر کوچک خانواده صدر، مسئولیت های بزرگی بر عهده اش گذاشته می شود و در این راه با ممنوعه زندگی اش پس از ده سال ملاقات می کند. اینبار او هیچ وجه اشتراکی با آدمی که ده سال پیش بود ندارد…
روی آلبوم و اسم گروه هنری سرمه دست می کشم و با دقت بازش می کنم. این کالکشن، مثل شی با ارزش و قیمتی برایم می ماند. تمام مهارت و خلاقیتم را در طرح زدن و به ثمر نشوندن هر کدام از آن ها به کار بسته بودم. چه کسی می گوید قیمت هر چیز را بهای آن تعیین می کند؟ قیمت اشیا و حتی ما انسان ها را تلاشی که صرف به ثمر نشستنش کرده ایم مشخص می کند و بس!
همین که برای بالا کشیدن خودت تلاش کنی یعنی ارزشمندی. مثل همین زیور آلات سوزن دوزی که به نظر کم ارزش می آیند و قیمت هر کدام شاید در مقایسه با طرح جواهرشان، ناچیز باشد ولی برای من دنیایی ارزش دارد. وقتی با همین دست ها کل شبهای این یکسال را طرح زدم و بافتم. ارزش اینها به هنر، خلاقیت و وقتی است که صرفشان شده.
گوشواره طرح پاییز که برگی پنج پر بزرگ با ترکیب رنگهای زرد و نارنجی و سرخ است به گردن باریک و بلندم خوش نشسته. یادم می آید که وقتی دنبال یک مدل برای این ست مانتو و سرویس پاییزی بودیم ارسلان پیشنهاد داده بود که خودم مدل کارهایم شوم. این طوری هم به نوعی تبلیغ می شد و هم هزینه اضافی بابت مدل و قر و فرهای بی پایانش نمی دادیم.