دانلود رمان بنفش ترین سکوت ممکن pdf از دنیا_allium برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بهارین پنج سال پیش از راز بزرگی توی زندگی عارف نابغه برنامه نویسی کامپیوتر، بطور اتفاقی مطلع شده که عارف خودش از اون اطلاعی نداره.. حالا بهارین با نام مستعار ریحانه، بعنوان نویسنده عضو سایت انجمن نویسندگان شده تا راز رو به گوش عارف برسونه تا بتونه کمکش کنه.. بهارین به عارف نزدیک میشه ولی …
گیومه رو که بستم، بلافاصله دکمه ی اینتر را فشار دادم. سه ثانیه بعد، مقدمه و پیامم در انجمن ارسال شده بود. از پشت میز کامپیوتر بلند شدم. بیشتر انگار از روی صندلی جهیده بودم. دستم یخ کرده بود و دلم جایی برای پناه گرفتن می خواست. پشت شلوارم از عرق تنم نم شده بود. چراغ اتاق پت پت می کرد. نورش کم شده و کم و زیاد شدنش چشمم را اذیت می کرد. دستم رو روی کلیدش کشیدم و خاموشش کردم. نور ساطع شده از صفحه ی مانیتور چشمم را زد.
پشت به آن چرخیدم و به سایه یبزرگ خودم روی دیوار خیره شدم. پشیمان نبودم اما ترس و تردید، همان طور که سال ها حواسم را رهبری می کردند، حالا هم سفت و محکم سرجایشان نشسته بودند. بودنشان خوب بود. لابد تا وقتی حواس آدم تلخ و گزنده می شد، امیدی به پیدا کردن راه هم بود. لذت و خوشی مداوم، مستی پایان ناپذیری بود که مسیر را گمراه می کرد.