دانلود رمان در مسیر آب و آتش pdf از فرشته تات شهدوست و عقاب آسمان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختری به اسم مانیا محبی پزشکی خونده .. می خواد به درسش ادامه بده تا تخصصش رو بگیره ولی در کنارش می خواد تو یه بیمارستان هم مشغول به کار بشه .. مانیا با پدر و مادرش زندگی می کنه و تک فرزنده. تو زندگیش ۲ تا آرزو داره یکیش اینکه پزشک بشه که خب به این آرزوش رسیده ..اون یکی آرزوش اینه که…
ماشین رو جلوی خونه ی شمیم نگه داشتم..
شمیم :خب کاری نداری؟..
-از اول هم کاری نداشتم..
–اونو که می دونم..تو هر وقت کارت به من گیرمی کنه اینورا پیدات میشه..
با لبخند نگاهش کردم و گفتم: خوبه اینو میدونی وبازم باهام میای..
–چه کنین دیگه خرابه رفاقتیم..
-پس بپا خونه خرابمون نکنی..
خندید و گفت: نه دیگه در اون حد..ولی باشه تمام سعیمو می کنم..
-نمی خوای بری؟..خیر سرم امشب قراره برام خواستگار بیاد..اونوقت نشستم اینجا و دارم با تو کل کل می کنم..د برو دیگه..
–خیلی خب بابا..چه جوشه خواستگارشم میزنه..بیا تو هم با این لگنت..دو کلام خواستیم حرف بزنیما..
از ماشین پیاده شد..سرشو از پنجره کرد تو..
لبامو جمع کردمو و پشتتت چشتتم نازد کردم.. با صتتدای کشتتیده ای گفتم :
اوهو..به ایکس تیری من میگی لگن؟..پس بیام به ابو قراضتته ی تو بنازم؟..در ضتتمن دو کلامه تو 2ستتاعت تموم طول می کشتته..فکر گوش منو نمی کنی
لااقل به اون فک بدبختت یه استراحت بده…
–تو به فک من کاری نداشتتته باش..برو یه فکری واستته ی گوشتتات بکن که خدادادی ایراد داره چرا میذاریش پای من؟..
چپ چپ نگاش کردم که خندید و خواستتت ستترشتتو ببره بیرون که صتتداش کردم..