دانلود رمان گناهکار pdf از فرشته تات شهدوست برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
زندگیمو پر از سیاهی کردم. پر از نفرت و تاریکی..فقط به خاطر همون عذابی که همیشه ازش دَم می زد. آنقدر که برای خودم این واژه ی گناهکار رو تکرار کردم تا تونستم کاری کنم بشه ملکه ی ذهن و روح و قلبم. اون شعارش دوری از گناه بود ولی عملش… یک گناهکار ِ حرفه ای بود..یه آدم از جنس تاریکی ولی با ظاهری شیشه ای، شکست..بالاخره تونست ظاهر شیشه ای و شکننده ش رو هزار تیکه کنه. و اونوقت بود که ظاهر زشت و پلید گناهانش نمایان شد. و من دیدم ، به چشم دیدم. بزرگترین گناهان اون افراد گناهکار رو دیدم و نفرت رو تو وجودم پرورش دادم. نفرت همون چیزی که بر قلب سنگی من حکومت می ڪرد..من…آرشام… اسمم گناهکار، رسمم تباهکار…
با اخم غلیظی نگاهش کردم..گریه می کرد..برام مهم نبود..ای کاش خفه می شد..صداش رو اعصابم بود.. رو بهش کردم و با صدای بلند گفتم :هستی برو پایین .. با گریه داد زد :
نمی خوام..آرشام..چرا درکم نمی کنی؟..تو که می دونی عاشقتم.. چرا با من همچین معامله ای کردی؟..چرا؟..چــــرا؟..
به خاطرجیغ هایی که می کشید کنترلم رو از دست دادم .. سریع از ماشین پیاده شدم..به طرفش رفتم..درو باز کردم..بازوشو تو چنگ گرفتم و کشیدمش بیرون.. در برابر من توان مقاومت نداشت.. غریدم :بیا بیرون عوضی..دیگه نمی خوام چشمام به ریخت نحست بیافته. یا گم میشی اونم برای همیشه یا همینجا کارتو یکسره می کنم..
یک طرف زمین خاکی بود و یک طرفه دیگه پل هوایی..پرنده پر نمی زد… جیغ کشید:
دیگه می خوای باهام چکار کنی؟..من عوضیم یا تو؟..به روز سیاه نشوندیم. با احساساتم بازی کردی..دیگه چی دارم که می خوای ازم بگیری؟..
هلش دادم و با اخم گفتم :باهات چکار کردم؟..بهت دست درازی کردم؟..ازت فیض بردم؟.. یه شب رویایی رو برات رقم زدم؟..چکارت کردم کثافت؟..
هق هق می کرد. همه ی آرایشش تو صورتش پخش شده بود.. نشست رو زمین..زار می زد.. دلم براش نمی سوخت.
آره..این رو برای اونها به حق می دیدم..اینکه خردشون کنم..لذت می بردم وقتی می دیدم اینطور جلوم زانو زدن وشیون و زاری راه انداختند.. من کسی هستم که هیچ چیز و هیچ کس نمی تونست باهاش برابری کنه..غروری که من داشتم برای خودم ستودنی بود..