دانلود رمان انتقام گر pdf از فاطمه اشکو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان تعریفی ندارد، فقط یک انتقام جو و یک از انتقام پا خورده به هم می رسند، در یه نقطه، نقطه ای که اشتراکش ممکن نیست خوب باشه، ممکن نیست سالم باشه …چون تفاوت های زیادی به چشم میخوره….
نگاهم را به پِیک درون دستم می اندازدم، لبخندی تلخ روی لبم جای می گیرد… حسی مانند انتقام درونم می جوشد…میتوانم؟ معلوم است که می توانم … من قسم خورده ام، از جنس زن، از جنس بیداری، انتقامم را بگیرم، از نفس های پیاپی از ترس دختران، از خنده های ته دلشان هنگامی که با من بوده اند انتقام بگیرم، حس آنها را در درونشان بکشم، بی قرارشان کنم، در دلم بکشم هرآنچه ریشه های خواستن شکل گرفته است را…
من خواسته ام و پای خواسته ام همچنان استوار ایستاده ام…گرمی دستی روی شانه ام سنگینی کرد… به سمت سنگینی برگشتم، چشمانم با دو چشم براق خاکستری پیوند خورد… پوزخندی مات روی لبم جای گرفت…. صدایم همچنان بم بود و خودم می فهمیدم ترجمه ی این پوزخندم را….
_ چیه؟ راه گم کردی؟
نسترن لبخندی ملیح زد، موهای آشفته بر روی شانه یِ خوش تراشش را در هوای ِ آزاد، رها کرد و کنارم نشست، دستی روی دست در حلقه ی طلای سفیدم کشید….
_ بلا؟؟؟؟ من که همیشه باهاتم….
قهقهه یِ بلندم سالن را کَر کرد….
نسترن در صورتش خواستن موج میزد، او من را می خواست، پسری که چال گونه ی افسانه ایش هر کس رابه سادگی دیوانه میکند…..