دانلود رمان عروس عمارت جلد اول pdf از فاطمه اشکو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان دختری ساده و درسخون مثل مونا، تو تب عشق پسری به نام ساسان میسوزه که عموی اون پسر، مردی به نام روزبه است که عاشقانه مونا رو میخواد و از دور کنترلش می کنه و نمیدونه که برادرزاده ش درگیر عشق موناشه و پدر مونا با منشی روزبه تصادف میکنه و اون دختر میمیره، حالا روزبه در ازای آزادی پدر مونا، ازدواج با اون رو میخواد، ازدواجی که مونارو عروس عمارتش می کنه و …
-با من ازدواج کن مونا!
صدایش می لرزید….از زور گریه و درد دل نمی توانست دهان باز کند….باور نمی کرد. اصلا نمی توانست به وجدان و عقل، قلب و دلش حالی کند چیزی که دید واقعیت بود. خودش بود؟ عشقش؟! میان دست و پای زنی دیگر؟ وای که دنیا روی سرش آوار بود و نمی توانست دهان باز کند و چیزی بگوید! روی دو زانو افتاده و مثل ابر بهار گریه می کرد. هم شوک زده بود و هم دلشکسته!
-مونا…
چقدر تن صدایشان شبیه هم است. کاش طور دیگری صدایش بزند. مثلا نیمی از اسمش را بگوید و نیم دیگرش را به فراموشی بسپارد. بگوید مون مونی… دم و بازدمش را عمیق بیرون داد. برگشت. به چشم های مشکی رنگ مرد نگریست:
-بله!
-چرا نمیگی جوابت چیه؟ چرا تکلیف منو معلوم نمیکنی؟ یا آره ست یا نه…
چشمانش رنگ خون گرفت.
بار دیگر صحنه ی هم آغوشی های ساسان جلوی چشمانش رنگ گرفت. نفس به نفس بعدی قرض داد و محکم گفت:
-بله! جوابم بله ست!