دانلود رمان ارباب خاص pdf از طناز رادمنش و نازنین برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اینجا دیگه خبری از ارباب مغرور خشن نیست؛ اینجا خبری از ارباب های ظالم بی رحم نیست؛ زیرا که ارباب ما خاصه، ارباب ما یه مرد کورده با غیرتهای شیرینش… ارباب ما شیطونی میکنه، تلافی میکنه، حرص میده، لباس اسپرتم می پوشه. خوب حالا اگه قرار باشه یه دختر شیطونم پا به این عمارت بزاره چی میشه… وایـــــی دوتا شیطون شر کنار هم خدا به دادمون برسه، اینجا فقط بخند و غمهاتو فراموش کن…پایان خوش…
نگاهی به اطرافم کردم چشمم افتاد به کیف مشکیم خواستم برش دارم، که دیدم بدبخت از همه جاش کنده شده. پس بی خیال شدم و یه کیف پولی کوچیک برداشتم و با کیلید خونه و زدم بیرون تا ایستگاه باید پیاده برو م. نگاهی به آدرس کردم. خدایا زعفرانیه خیلی دوره از اینجا، با 20 تومان نمیشه که! پس اول باید برم خونه خانم عامری.
سوار اتوبوس شدم. سه ایستگاه بعد پیاده شدم. از ایستگاه تا اونجا تقریبا نیم ساعت راهه، پس پیاده رفتم. نگاهی به در سفید رنگ انداختم رفتم جلو زنگ در فشار دادم بعد چند دقیقه صدای خانم عامری آمد
-خانم عامری: سلام رها جان بیا بالا
-من:نه خانم عامری مزاحم نمیشم فقط آمدم دونبال پولم
-خانم عامری: الان ببخشید رها جان دیگه
-من: این چه حرفیه خانم عامری
بعد چند دقیقه خانم عامری با پول آمد جلوی در. بعد از اینه خانم عامری معذرت خواهی کرد منم پول گرفتم راه افتادم سمت زعفرانیه!