دانلود رمان پرنیان شب pdf از پرستو.س برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
پرنیان شب داستان دنیای اطراف ماست، دنیایی از ناشناخته های خیال و واقعیت … مینو، دختریه که به طرز عجیبی با یه خالکوبی رو به رو میشه. خالکوبی که دنیای عادیش رو زیر و رو میکنه و حقایقی در رابطه با خانواده و دنیای اطرافش براش رو میکنه … دنیای جدیدی که تب عشق و خون توش حرف اولو میزنه …
وقتی با اون دوستش رفتن بیرون تعقیبش کردم و خونه اش رو پیدا کردم … حالا باید به بقیه خبر می دادم … از قیافه دختره معلوم بود از چیزی خبر نداره … اما چطور ممکنه؟! اسمش مینو بود! مینو یعنی بهشت … چه ارتباط جالبی … از ورودی پشتی برج کیان وارد شدم … آسانسور های اختصاصی این سمت بودن و فقط با کد مخصوص کار می کردن … کد واحد کیان رو زدمو سوار شدم … همه پیش کیان بودن جز من … آسانسور داخل واحد کیان نگه داشت … صدای خنده کیان و بقیه بلند بود … همه دور میز کنج پذیرایی نشسته بودنو سر گرم بازی همیشگی بودن … با ورودم برگشتن سمتم و کیان گفت: به به … سیامند … چه عجب از راه عادی اومدی … خندیدمو رفتم سمتشون … رو مبل نزدیک بهشون ولو شدمو گفتم: هر از گاهی تنوع بد نیست!
خونه کیان مثل همه ما تو برج کیان بود … یه پنت هاوس ۵۰۰ متری با یه روف گاردن ۵۰۰ متری … هرچند همیشه خالی بود جز وقتی که دور هم جمع می شدیم … واحد های ما طبقه پایین بود … تنها ساکنین برج کیان … من ، کیان ، مانی ، آریو و دامون … آریو گفت: کجا بودی که از اینجا بهتر بود ؟ … رفته بودم تولد نیما … مانی خندید و گفت: رفته بودی شکار پس … آره …
پس شکارت کو ؟ چرا دست خالی اومدی ؟ کیان گفت که دست به سینه به صندلیش تکیه داده بود و با پوزخند نگام می کرد … بلند خندیدمو گفت: اگه بدونین چی شکار کردم … شرط میبندم شاخ در بیارین …