دانلود رمان مرد مغرور من pdf از زهرا قلنده برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این رمان در مورد دختری به اسم مهگل است که تازه کنکور رشته معماری قبول شده و از اونجاییم که ته تغاری خانوادش به حساب میاد، براش یه جشن کوچولو به مناسبت قبولیش گرفتن. تو اون مهمونی با پسری به اسم فرهود آشنا میشه و به درخواست آشناییشون جواب مثبت که…
با نور افتاب که میخورد تو صورتم چشمامو باز کردم…. حسابی خوابیده بودم و بدنم کرخت شده بود! لحافو کنار زدم و رو تخت نشستم. کش و قوسی به بدنم دادم که مهدیه بدون در زدن اومد تو: بیدار شدی سرکار خانم؟ پاشو ببینم. این مهمونی مال توعه.
_مهمونی؟ برای چی؟
_گیجیا؟ قبولیت تو دانشگاه دیگه!
بی حوصله بلند شدم و رفتم سمت سرویس: مردم پزشکی قبول میشن عین خیالشون نیست، شما برا مهندسی معماری جشن گرفتین؟
داد زد: گمشو بی لیاقت. زود بیا پایین ناهار آمادست.
کارامو انجام دادم و بعده مرتب کردن موهای آشفتم لباس خوابمو با لباس مناسبی عوض کردم و رفتم پایین.
طبق مهمونیای گذشته مامان چند تا مستخدم گرفته بود و حسابی داشت به خونه میرسید. وارد اشپزخونه شدم و کنار مهدیه رو به روی مامان و بابا نشستم. سلام کردم و مشغول شدم: مامان واجب بود مهمونی بگیری؟
با اخم نگاهم کرد: پس چی؟ ته تغاریم میخواد بره دانشگاه. باید جشن بگیرم.
نیشم باز شد که مهدیه زد تو پهلوم: ذوق نکن حال. باید بریم کمک.
_بیخیال. من کلی کار دارم. فقط چند روز مونده تا پاییز. کلی خرید دارم و باید برم ثبت نام.