دانلود رمان آسیمه سر pdf از نازیلا فردین فر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دختری زخم خورده و بی محبت از مهر پدری، مجبور به پرستاری مردی در اتاق انتهای راهرو کاخی به وسعت دریا می شود و چرا کسی از وجود این مرد خبر ندارد؟ و اگر او بهوش بیاید چه می شود؟ بی شک… قیامت!!!
با گام هایی لرزان و نامطمئن به دنبال مرد قوی هیکل پیش رویم قدم برمی داشتم. با هر قدم ترس و اضطراب بیشتر به وجودم چنگ می انداخت و تپش های قلبم را شدت می بخشید، دهانم خشک شده بود و صدای قدم هایمان در آن راهروی طولانی در سرم می پیچید. فضای نیمه تاریک راهرو حال بدم را بدتر می کرد. هر لحظه بیشتر از آمدنم پشیمان می شدم و مدام در
دل تکرار می کردم: من اینجا چه غلطی میکنم?! باورم نمیشد منِ ترسو، منِ بی دست و پا در چشم دیگران، چنین تصمیمی گرفته باشم… البته دلیل بودنم دراین عمارت تنها و تنها صحبت ها و اصرارهای خانم حمیدی بود که به اعتماد به نفس مرده ی من جانِ دوباره بخشیده بود …حرفهای روز آخرش در گوشم تکرار شد: _این می تونه یه موقعیت عالی برات باشه.
-نگران نباش,اونا خودشون چند ساله که توی این وضعیت ان، شرایطو بهتر از من و تو می دونن و می دونن که هر اتفاقی ممکنه بیفته …مطمئن باش اگه خدای نکرده اتفاق بدی ام بیفته، مسئولیتی متوجه تو نیست. _اون مرد جزو بانفوذترین و ثرتمند ترین آدمای این شهره, بهت اطمینان میدم دردسری برات بوجود نمیاره. _به من اعتماد کن دختر.