دانلود رمان سرکش pdf از رویا رستمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
وصال 9 سال پیش عاشق شد… حاصل این عشق فرزندی با نام نیکی شد و مردی که بدون فهمیدن از داشتن نیکی وصال را ترک کرد. 9سال گذشته. نیکی 8ساله است و وصال مردونه جور زندگیشو کشیده. پاشا،بعد از 9سال به ایران برگشته تا به عمه ی پیرش کمک کنه و کارخونه اش را بچرخاند. یک تصادف و ملاقاتی که برای وصالی که هنوز خاکسترهای این عشق رو به دنبال خودش می کشه، چیزی نیست که بیخیالش کنه…
پایش را که درون سالن گذاشت…اخم درهم کشید. از آن اخم هایی که انگار جد بر جد طلبکار آدم هستند. راننده عمه اش برایش دست تکان داد. چه احتیاجی به این دنگ و فنگ بود وقتی هر شش ماه یکبار برای بازدید از کارخانه ی عمه اش به ایران می آمد؟
به طرف راننده حرکت کرد. چمدانش را جلوی پای پیرمرد گذاشت. پیرمرد چمدان را برداشت و پشت سرش حرکت کرد. این مرد 34 ساله همیشه اخمو، هیچ وقت برای صمیمیت پیشقدم نمی شد. سوار بنز زیبای عمه اش که شد پرسید: عمه خونه است؟
-بله و منتظرن آقا.
اگر به حساب آن همه مال و املاک عمه ی پیرش که بی صاحب افتاده بود، نبود، الان در کنار دوس دختر زیبای ترکش در ترکیه خوش می گذراند؛ ولی…پوفی کشید و کلافه گوشی را از جیب کتش بیرون آورد. حیف اینترنت نداشت وگرنه کامنت های هزل حتما سرحالش می آورد.