دانلود رمان اغتشاشگر pdf از رویا رستمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بارش بعد از مرگ مادرش، متوجه میشه که پدرش بهش چشم داره و با دستکاری شناسنامه می خواد عقدش کنه. فرار می کنه و میاد تو خونه ی هامین، مردی که متهم به قتل مادرشه.. هامین برای موندنش شرط می ذاره یا صیغه اش بشه یا خدمتکار خونه بشه….
وحشت زده بود … به سرعت درون خیابان شروع به دویدن کرد … سایه آدم هایی که دنبالش می کردند بر وحشتش افزود … نفس نفس می زد … فقط به سرعت خودش را جلوی اولین ماشین که داشت رد می شد انداخت … ماشین ترمز خشکی کشید … جوری که بوی لنت و ترمزش درون هوا پخش شد … معطل نکرد … فقط در صندلی عقب را باز کرد و سوار شد … برو آقا، تو رو خدا برو … ماشین که حرکت نکرد نگاهش برگشت خورد
از دیدن کسی که کمی عصبی کنارش نفس می کشید جا خورد … نگاهش تمام رخ به قیافه ی عصبی مرد افتاد … راننده از آینه نگاه می کرد … چیکار کنم آقا؟ بیا این دخترو پیاده کن … فورا دستگیره را چسبید … تو رو خدا کمکم کنید، دنبالمن … مرد کنارش غرید: منو سنن، برو تا پیاده ات نکردم … همان دم ماشینی کنار گوشش روی ترمز زد … چندتا قلچماق از ماشین پیاده شدند … یکی جلوی کاپوت ایستاد، دستش را روی ماشین گذاشت و با چشمانی وق زده انگار یک گاومیش وحشی حمله کرده باشد ایستاد و نگاه کرد
بقیه هم گلاویز در شدند … اینجا چه خبر بود؟ نگاهی به دختر ترسیده ی کنارش انداخت … نگاهش را با غرور و سماجت برگرداند … راه بیفت آقا … نمیره کنار، پاشو بشکن … راننده ی بیچاره مجبور به اطاعت بود … گاز داد … قلچماق مقابل ماشین جا خورد … فکر نمی کرد واقعا با اینکه ماشین را دوره کردند، ماشین بخواهد راه بیفتد … راننده با سماجت گاز داد … مرد که کنار رفت راه افتاد … مرد از ترس جانش فورا کنار رفت …