دانلود رمان فرار ارباب زاده pdf از رویا رستمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
انوشیروان ارباب زاده ی عیاشی که مجبور میشه با خواهر زاده اش لیلا به روستا برود، بین راه ماشین خراب می شود و صدای شیهه چند اسب را می شنود، برمی گردد و می بیند که چند راهزن دنبال یک دخترند اما…ین رمان در اصل جلد دوم رمان «مو سرخه و ارباب اتابک» نوشته رویا رستمی است.
انوشیروان هنوز آماده نبود و داشت خوشگذرانی می کرد که اتابک بالای سرش اومد و گفت:
هنوز اینجایی؟ مگه نگفتم که شبانه راه بی افتید؟ لیلا منتظرته دیر نکن…
انوشیروان: چشم خان داداش الان میام.
لیلا اصلا از اتول پیاده نشد.
همان جا نشسته و خودش را با بادبزن چینی اش باد می زد.
انوشیروان کمی از ماشین فاصله گرفت.
صدای کوبیدن سم های اسبی به گوشش رسید.
کمی بیشتر از اتول فاصله گرفت.
وارد باغ گردوی کنار جاده شد.
آنقدر پیش رفت تا به رودخانه کوچکی که از روستاهای این اطراف رد می شد رسید.
ایستاده بود تا آبی به صورتش…