دانلود رمان فراری pdf از رویا رستمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آیسودا دختریه که به خاطر پول درمان مریضی مادرش از عشقش پولاد میگذره تا زن مردی بزرگتر از خودش به نام پژمان بشه، ولی با مرگ مادرش عقد رو بهم میزنه، پژمان پولدار و بانفوذ هم که عاشق آیسودا بوده اونو زندانی می کنه تا ازش رضایت بگیره، ولی بالاخره بعد از ۴سال آیسودا از دستش فرار می کنه و طی اتفاقاتی اینبار اسیر پولادی میشه که کلا عوض شده و پژمان هم در به در دنبالش میگرده و… این بار هم که بعد از ارتباط پولاد با زن خیابانی تو اتاق کناری اتاق آیسودا، آیسودا از دست پولاد فرار کرد و دوباره پژمان می بینتش و…
تمام صورتش خیس بود. با تنی که لرز گرفته و صدایی که ارتعاشش، از بیچارگیش بود با آخرین توانش لب زد: ببخش، تورو خدا ببخش!
پولاد هم با صورتی خیس به سمتش حمله کرد. یقه اش را با همه ی توانش در دست گرفت و داد کشید: لامصب چی رو ببخشم؟ چیو؟ نکن، تورو خدا نکن، تمام جونمو سوزوندی، نکن!
حق داشت. هزاران برابر بیشتر حق داشت. اما آنقدر بدبخت بود که نمی توانست بماند. نمی توانست مهربانش را داشته باشد. خودش با دستان خودش داشت سروش را زیر این آوار رها می کرد. هق زد: نمی تونم، نمی تونم.
پولاد با عصبانیت به سمت عقب هلش داد، دستش را بلند کرد و سیلی محکمی توی گوشش زد و داد کشید: غلط می کنی که نمی تونی، به چه حقی می خوای
بری؟ کی این اجازه رو بهت داده؟ من بی وجدان مردم که بذارم بری؟ به والا نمی ذارم…
بیشتر از این هم کتک می خورد حقش بود. اصلا کاش دستش را زیر گلویش می گذاشت و با همه توانش فشار می داد تا بمیرد. آنوقت یک جماعت از شرش راحت می شدند. خودش هم تنها می ماند با این عشقی که از داغش دق می کرد.
رمان فراری (جلد اول و دوم)