دانلود رمان شاه صنم pdf از شیرین نورنژاد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
شاه صنم دختری کنجکاو است که به خاطر گذشته ی پردردسرش نسبت به مردها بی اهمیته؛ تااینکه پسر مغرور دانشگاه جذبش میشه، شاه صنم تو دردسر بدی میوفته وکسی که کمکش میکنه،مردشروریه که ازش کینه داره و منتظرلحظه ای برای تلافیه…این داستان بلند دو جلدی است و جلد دوم آن «کبریا» نام دارد.
نگاهش را از ابتدا و انتهای کوچه گرفت و به در سفید رنگ خیره ماند. قلبش برای صدمین بار بود که به یکباره خالی میشد. برای فشردن زنگ پر از تردید بود. آمدنش درست بود؟! وای نکند او به َکمینش نشسته باشد؟!! آشوبی در دلش به پا شده بود و به خودش برای این تردید حق میداد. البته که حق داشت! هم حق داشت که بترسد، هم حق داشت که فراری باشد، هم حق داشت که خود را مخفی کند، و هم حق داشت که ساعتی را تاخیر کند و برای آمدن به اینجا دو دل و سرشار از دلشوره باشد. او لعنتی ترین آدم روی زمین بود!
اگر عمه اش نخواسته بود، هیچوقت..حتی تا آخر عمر پایش را به این خانه که چه عرض شود، به این کوچه و حتی این خیابان و این محله هم نمیگذاشت! او طرف مقابلش را میشناخت و میدانست که حالا چقدر دنبال تلافی کردن است. بله حق داشت! دیوانگی بزرگی کرده بود و ولوله به جان او انداخته بود. و حالا هر لحظه منتظر انتقامش بود و خشمی که برسرش آوار میشد.
پیامی که به گوشی همراهش رسید، باعث شد دست از کندن ناخنهای نه چندان بلندش بردارد. با استرس دست در جیب پاییزه اش کرد و گوشی نوکیایی که کادوی تولدش از طرف پدرش بود را درآورد .
اسم “عمه صدری” روی صفحه ی کوچک موبایل خودنمایی میکرد. پیام را باز کرد:
-کجا موندی پس دخترم؟؟