دانلود رمان قدیسه گناهکار 1 pdf از شیرین نورنژاد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
الینا دختری که در جست و جوی کار است و پا به شرکت شخصی به نام اردلان میگذارد. اردلان به النا پیشنهاد میدهد که اگر به پسر عمویش آدرین نزدیک شود و به گونه ای سفته هایش را که نزد آدرین است را به چنگ آورد، پول خوبی نصیبش میشود. این گونه میشود که الینا به آدرین نزدیک میشود و…
امروز هم با صدای مامان و بابا از خواب بیدار شدم.باز هم بحث سر عرفان بود و دردسرهاش…چشم باز کردم و خیره به دیوار روبروی آفتاب خورده ی اتاق، با خودم غر زدم:
“باز شروع شد..معلوم نیست اون سر دنیا چه غلطی داره می کنه که هرروز تن ما باید اینور بلرزه”…
با بالاتر رفتن صدای بابا توی جا نشستم…اینبار بدتر از روزهای قبل!
-میگی چه خاکی تو سرم بریزم از دست این پسره؟…خیر سرم گذاشتم بره اونور بلکه واسه خودش کسی شه…چه می دونستم می شه بلا ی جونمون؟!!بگو تو که عرضه نداری واسه چی میری شرکت راه میندازی؟…ببین چجوری از دست این پسره بی آبروشدم…ای کاش اصلا نمی ذاشتم بره…خودم تا آخر عمر خرجشو می دادم ؛نه اینکه الان کل زندگیمو واسش بدم…بعدم پرو پرو بگه بازم بده!..کمه!!
صدای مامان که سعی می کرد آرومش کنه نگران بود:
-تو رو خدا انقدر حرص نخور حمید…میفتی سکته میکنیا…حالا کاریه که شده…بیچاره عرفانم نمی دونسته که اینجوری می شه..
-نمی دونسته نمی دونسته…بیخود کرد بدون تحقیق با یکی شریک شد…تازه اینهمه پول فرستادم،خونه رو فروختم، پول اونم ریختم به حسابش خودمونو آواره کردیم،باز میگه بدهیم تموم نشده…ممنوع الخروجم!!…ای خدا مردمم پسر دارن مام پسر داریم..
صدای لرزون بابا نگرانی من رو هم تحریک میکرد..خیلی به خودش فشار می آورد..
-بسه دیگه مرد…رنگ به روت نمونده…الی…الی…بدو بیا یه لیوان آب به بابات بده
-کوفت بخورم به جای آب…درد بخورم…این پسره تا منو سکته نده راحت نمیشه..