دانلود رمان زنی به نام مجنون pdf از ملیحه بخشی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان زندگی زنی که عاشق شوهرشه ولی وقتی بچهی دومش رو باردار میشه، شوهرش میگه من این بچه رو نمیخوام و اگه میخوای زندگی کنی باید بچه رو سقط کنی و زن قبول نمیکنه و ماجراهایی که این وسط پیش میاد، جذابیت داستان رو بیشتر می کنه…
هرم گرما خونم رو به جوشش ننداخت ، مدت ها بود خونم از جوشش ایستاده بود، چشم گردوندم و بین جمعیت پیداش کردم، ایستاده بود و سرش روی برگه ای
خم بود. این همون مردی بود که روزی محو قد و باالش می شدم. قدم هام رو آروم به طرفش برداشتم، عجله ای برای رسیدن به عشق قدیمی ام که روزی تمام داشته های من از دنیا بود، نداشتم.
قبل از رسیدن به روبه روش ، آهی که توی بطن قلبم گیر افتاده بود رو آزاد کردم و مقابلش محکم ایستادم. صدام بدون احساس ولی استوار بود.
-سلام
نگاهش از روی برگه ی دستش کنده شد و به طرف من اومد، کامل اونم احساس نداشت.
-سلام مدارک هات رو بده!
و من سرم رو توی کیفم کردم و شناسنامه و کارت ملی ام روبیرون کشیدم، اون به طرف میزی رفت و منم دنبال سرش. خانمی که وقت می داد، از روی مدارکمون روی دفترش چیزی نوشت وگفت:
– منتظر بمونید تا صداتون کنم
اون رفت ومنم پشت سرش راه افتادم. همونطور که می رفت گفت:
-خوبی؟!