رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان یک بغل تنهایی ص.مرادی

دانلود رمان یک بغل تنهایی pdf از ص.مرادی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

یه شبهایی اصلا نگذشت اما ما ازش گذشتیم!… یه شبهایی هم بد گذشت…سخت گذشت… یه شبهایی داد زدیم اما جز دلمون هیچ کس صدامونو نشنید!… یه شبهایی همه چیز بود به جز اونی که باید می بود… یه شبهایی هوا عجیب دونفره بود اما همون شبها ما بودیمو تنهاییمون… رمان زیبای یک بغل تنهایی از ص.مرادی، تجربه ای خاص تنهایی را برای شما بازگو می کند.

خلاصه رمان یک بغل تنهایی

آروم پلک هامو از هم باز کردم. سرم به شدت درد می کرد !باریکه ای از نور خورشید که توی اتاق تابیده بود مستقیم روی چشمام افتاده بود .بی اختیار گوشه ی چشمم جمع شد… صدای دو مردی که از بیرون از اتاق شنیده می شد توجه ام رو به خودش جلب کرد!
– بس کن برسام. چرا نمی خوای بفهمی که اون دختر حالش خوب نیست! نبضش رو که گرفتم ضعیف می زد، باید هر چه سریع تر برسونیمش بیمارستان.
– پس تو رو آوردم اینجا برای چی؟ بهت زنگ زدم که بیایی ببینی مشکلش چیه.
-من اینجا نمیتونم کاری براش انجام بدم، به سرش ضربه خورده و احتمال ضربه ی مغزی وجود داره! اینقدر خودخواه نباش پسر، تو باید زمانی که اونو کنار چشمه پیدا کرده بودی لحظه ای وقت رو تلف نمی کردی و اونو می رسوندی بیمارستان.

– خودت میدونی که نمی تونستم!
– یعنی تو بخاطر موقعیتت حاضری با جون یه آدم بازی کنی؟
– کیا با من بحث نکن،اگه اون دختر رو میخوای به بیمار ستان ببری من حرفی ندارم فقط پای منو وسط نکش .می گی خودت کنار جاده پیداش کردی.
بی توجه به ادامه ی بحث اون دونفر سعی کردم موقعیتم رو درک کنم. اصلا بیاد نداشتم چه اتفاقی برام افتاده و اینجا کجاست! با درد بدی که توی تمام سلول های بدنم پیچیده بود، به زحمت روی تخت نشستم.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    یک بغل تنهایی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ص.مرادی
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    سایت رمانسرا
  • صفحات
    748
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,050 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.