دانلود رمان شهر تمشک های خونی pdf از پگاه مرادی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درمورد زندگی آشنایی وازدواج یه خواننده با یه دانشجوی پزشکی هست که باعشق باهمدیگه ازدواج میکنن. اما به مرور زمان یادشون میره تا اینکه سامان اینقدر تو کارخوانندگی و گلاره تو زندگی غرق میشن که محبتها فراموش میشه و کارشون به جدایی میرسه بعد از طلاق اتفاقاتی میفته که جالبن …
بغض سنگینی توی دلم نشسته بود و قصد سر باز کردن نداشت به “یاد روزهایی که” همین جا می نشستیم و ساعت ها حرف می زدیم؛ او می نواخت و من می خواندم.او می خواند و مشتری ها کیف می کردند از مقابل چشم هایم هم چون فیلم گذشت.
بغضم را قورت دادم؛ آمدنم به این جا از اولش هم اشتباه بود. بلند شدم و به سوی گیتار رفتم. روی تارهایش دست کشیدم دلم یک حال عجیبی شد آری آمدنم به طبقه ی بالا اشتباه محض بود. اخم کمرنگی میان ابرهایم نشست هرگوشه ی سالن را نگاه میکردم یادآور یک خاطره بود. ما چقدر باهم خاطره ساخته بودیم؟ گیتار را لمس کردم و برای آخرین بار نگاهش کردم. نفسم را هم چون آه از سینه خارج کردم و عقب گرد کردم و چراغ را خاموش کردم و در سکوت خاموش شدند.