دانلود رمان کاکتوس های آبنباتی pdf از شکوفه شهبال برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
چهارتا دختر و یه پسرکوچک، پدرشون دچارسانحه شده. آنها همه چیزشونو فروختن صرف معالجه او کردند. «گل افرین» مادر خانواده اس با درست کردن ترشی و مربا خرج خونه رو درمیاره، نرگس دختر بزرگ که لیسانس گر فته با تدریس خصوصی کمک حال خانواده اس، مینا دختر دوم دانشجوئه با کارای دانشحویی مخارج دانشگاه رو در میاره، نسترن و یاسمن محصلن ولی اونا هم با تدریس خصوصی و کار در فضای مجازی خرجشونو درمیارن. دراین میون مجتبی عاشق نرگس میشه، میلاد هم هم دانشگاهی مینا عاشق اونه…. اتفاقات و داستان زندگی این خانواده بسیار خواندنی است.
مینا خسته و کوفته از دانشگاه خارج شد. دانشجویان در دسته های دونفره، سه نفره و بیشتر با هم خنده کنان بیرون می آمدند ولی مینا نمی توانست منتظر کسی بماند. برای همین به محض اتمام کلاس ها، سریع بیرون می رفت. خدا را شکر کرد که هنگام بازگشت از خیابان دربند، برخلاف موقع ورودش، به سراشیبی می افتاد و کمتر خسته می شد. کیفش را از روی چادر دانشجویی بر شانه انداخت و طبق عادت به طرف مترو حرکت کرد که یاد سفارش مادرش افتاد:
_مادر قربونت برم الهی..از دانشگاه در اومدی، یه سری بزن بازارچه تجریش.. یه خرده بالنگ و زنجبیل تازه برام بخر بیار. کلی سفارش مربا دارم. یادت نره! دختر جوان مانند همیشه مودبانه بع مادرش گفت: _چشم مامان حتما. مینا باید کلی پیاده روی می کرد. آن هم سربالایی. دختر جوان خودش هزینه دانشگاه آزادش را با امور دانشجویی ازقبیل تایپ و کمک به واحد بایگانی و کتابخانه، در می آورد ولی به سختی! درون کیفش چند تا سفارش
تحقیق داشت که باید تا هفته ی بعد تحویل می داد. از پول های به دست آمده، حداقل خرجی را برای خودش بر می داشت. سعی می کرد با اتوبوس و مترو رفت و آمد کند. اگر سفارش مادر نبود، به راحتی راه مترو را در پیش می گرفت ولی قبل از آنکه به مترو بیاید، باید سری به بازارچه تجریش می زد. چادرش را بر سر کشید. با وجود نیمه دوم مهرماه، هنوز هوا گرم بود. با این وجود خواسته ی گل آفرین خانم باید اجابت می شد، مادر عزیز تر از جانش!