دانلود رمان عاشقتم دیوونه 2 pdf از حانیا بصیری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در ادامه جلد اول، دیانا به وسیله سارا متوجه میشه که رادین چه کاری انجام داده و بر خلاف میل باطنیش سعی بر فراموش کردن رادین داره، حالا باید ببینیم که آیا موفق به این کار میشه یا نه…ادامه این داستان جالب را به شما عزیزان و مخاطبان سایت رمان سرا تقدیم می کنیم.
ازاستاد اجازه گرفتم و برای فاطیما سری تکون دادم. بااخم به گوشیم که شماره آرش روش خاموش روشن میشد، نگاهی انداختمو خاموشش کردم، تخته شاسی مو از روی میز برداشتم و ازکلاس خارج شدم ،حوصله ی هیچ چیزو نداشتم، هیچی…
کیفمو روی شونه ام انداختم و به سمت خروجی حرکت کردم،که یهو دیدمش جلوی درخروجی داشت قدم میزد، از حرکت ایستادم و بهش خیره شدم. آروم آروم اشک توچشمام جمع شد، خندیدم و به آسمون نگاه کردم تا کنترل اشکام از دستم خارج نشه و غرورمو از اینی که هست داغون تر کنه،
-واقعا چطور تونستم شیفته آدم وقیحی مثله رادین بشم؟
هرچقدر بیشتر نگاهش میکردم بیشتر ازش متنفر میشدم و دوبرابر از خودم، خیلی دوست داشتم برم جلو و بگیرمش به باد فوش اما لامصب از خودشم شرمم میشد، من چطور تونستم؟
نمی خواستم باهاش چشم تو چشم شم بخاطر همین چند دقیقه ای پشت در این پا و اون پا کردم تا بره، اما انگار منتظر کسی بود،چون همون جلو راه میرفت و قدم میزد، محوطه خارجی دانشگاه نسبتا خلوت بود و کسی اون اطراف نبود به جز دوسه نفری که سرشون تو جزوه هاشون بود، از ایستادن خسته شدم ،از ظواهر قضیه معلوم بود قصد رفتن نداره، آینه ام رو از داخل کیفم دراوردم و خودمو توش نگاه کردم ، خداروشکر چشمام قرمز نبود اما صورتم خیلی غمگین و ناراحت معلوم میشد، بااخم به تصویرم توی آینه خیره شدم و گفتم:
_اصلا چرا من باید خجالت بکشم؟ هان؟ چرا من؟