دانلود رمان امپراطوری گرگ ها pdf از مریم قربانپور برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
«لوریانس» دختر خردسالی که در مکانی نامناسب متولد شده برای شروع روسپی گری تحت فشار قرار میگیرد، او که دیگر از قرار گرفتن در این اوضاع و مواجهه با مردم بیرحم شهر به تنگ آمده، در پی جنونی دیوانه وار از دنیای انسانها می گریزد و به جنگل وحشی پناه می برد. تنهایی و ترس و دنیای رازآلود جنگل تغییر بزرگی در زندگی او ایجاد می کند، به دنیای وحش خو میگیرد و رفته رفته دل در گرو عشق گرگ سیاه تنومندی می دهد و….این رمان جلد اول مجموعه «وحشی» به قلم مریم قربانپور است.
به گربهها که نگاه میکرد، با خود میگفت کاش گربه بودم. پرندگان را که میدید، دلش هوای پرگرفتن میکرد. او حتی دیگر به حشره بودن هم راضی شده بود. راضی بود که هرچیزی باشد، جز آنچه اکنون است. لوریانس (Loriyans) بی هیچ تعارفی، در نکبت دست و پا میزد. هر صبح با صدای کتک خوردن مادرش در خانه روسپیان جنوب شهر، از خواب برمیخواست.
پدری زورگو داشت که مدام برای پس گرفتن او به خانه بدکاره ها می آمد و وقتی با مخالفت مادرش مواجه میشد او را به باد کتک میگرفت. لوریانس با وجودی که ۹ ساله بود، خوب میفهمید اطرافش چه خبر است. مادرش در تلاش بود از او هم مانند خودش یک بدکاره بسازد. پدرش هم میخواست او را به مزرعه ببرد تا برای زن و بچههای دیگرش کلفتی کند و لوریانس در این کشمکش مدام ضعیفتر و خوارتر میشد. از همه چیز میترسید و از همهکس نفرت داشت.
شبها از چنگ مردان سرخوش میگریخت و روزها از دست زنان ناسالم خانه روسپی. کودکان شهر هیچ وقت او را در بازیهایشان راه نمیدادند. خودش هم هیچ وقت عروسکی نداشت. همه زورشان به او میرسید و هر روز دهها بار توسط مردم سرکوب و تحقیر میشد. نگاه مردم شهر به او دقیقا مانند نگاهشان به مشتی لجن بدبو در کنج یک عمارت اشرافی بود.