دانلود رمان رایحه جهنمی pdf از مریم قربانپور برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
پسر لرد سرشناس که پس از سالها صبوری به وصال عشق کودکی خود رسیده کم کم پی میبرد که نفرینی منحوس در درون همسرش زندگی می کند…این رمان جلد چهارم از مجموعه «وحشی» به قلم مریم قربانپور است.
حال مساعدی نداشت. از روزی که به خود جرات داد این پیشنهاد را در خانواده مطرح کند درگیر نوعی اضطراب بود و حالا که به روز خواستگاری رسیده بودند این اضطراب همراه با فوجی بدبینی، قلب او را به تند تپیدن واداشته بود.
شب را به بی خوابی گذرانده بود با این حال اکنون که از تخت برمی خواست حتی ذره ای احساس خواب آلودگی نمی کرد. آبی به صورتش زد و دندانهایش را شست.، لباس مناسبی پوشید و موهایش ررا مقابل آینه مرتب کرد. باز تا به خود آمد دید به تصویرش در آینه خیره شده و تردیدهایش را می شمارد. نباید سخت می گرفت، او از مدت ها پیش درباره همه چیز با خودش کنار آمده بود، پس این اضطراب چه دلیلی داشت؟
از زمانی که یک نوجوان بود، در واقع از موقعی که خودش و اطرافش را شناخت، عاشق لارا بود و با وجود اتفاقات زیادی که در زندگیشان رخ داد، هنوز این حس پرررنگ و انکار ناپذیر بود. ماروین حالا دیگر فقط چند ماه تا 19 سالگی فاصله داشت و برای خود جوان برومندی شده بود. قد کشیده و عضلات مردانه اش در سینه ی پهنش خودنمایی می کرد. صدایش بم بود و ریشش را مرتب می تراشید، او حالا با پسربچه ای که لارا همبازی و برادر کوچک خود می دانست، بسیار فرق داشت.