دانلود رمان عقاب های آزاد pdf از مریم قربانپور برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مریدا دختری که با دو پسر دوقلو از کودکی بزرگ شده و حالا که انها یکدیگر را خواهر و برادر میدانند ، مریدا باید یکی را به عنوان همسر انتخاب کند…این رمان جلد ششم از مجموعه «وحشی» به قلم مریم قربانپور است.
مریدا- مردیکه جوری مست شد که اگه جای مهر خایه ی گراز دستش می دادم نمی فهمید! این را در حالی گفت که کمرش را خم کرده بود تا سبد شلغم را پایین بگذارد، لبخند گشاد فاتحانه ای بر لب داشت و به خودش می بالید. میروتاش که تمام مدت در کنار او مشغول چیدن شلغم در مرتع بود سبد خودش را نیز پایین آورد و خندید.
میروتاش- لعنت بهت دختر! تو واقعا سر اون سفیر مادر خراب رو کلاه گذاشتی؟!
میروتاش سرش را به نشان تاسف تکان می داد ولی در واقع کیف کرده بود، او هم مثل مریدا عاشق حقه بازی و خلافکاری بود!
میروتاش- مامان اومده بود و چقدر به درایتت افتخار می کرد که تونستی اون سفیر رو قانع کنی!
بعد از خلاص شدن از شر سبدهای سنگین محصول زمستانه، هر دو خسته و کثیف جلوی یکدیگر ایستاده بودند. مریدا با بی تفاوتی شانه بالا انداخت و در حالی که شاهد لبخند شرور میروتاش بود، خود را توجیه کرد:
مریدا-اخه من چیکار کنم؟! طرف از همون اول گارد گرفته بود نمیشد بهش حرف حالی کرد!