دانلود رمان دایره دوستی pdf از ابی جیمینز برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
کریستن پترسون اهل ننه من غریبم بازی نیست، تا دم مرگ برای دوستانش میجنگد و برای پسرانی که این را درک نمیکردن هم جایی در زندگیاش ندارد. علاوه بر اینها راز بزرگی هم دارد: یک جراحی پزشکی ضروری که باعث میشود بچهدار شدنش غیرممکن شود… برنامه ریزیهای ازدواج دوست صمیمیاش برای کریستن حسی تلخ و شیرین در بر دارد. مخصوصاً وقتی با بهترین مرد دنیا جاش کاپلند آشنا میشود. او بامزه و جذاب است و هیچوقت هم کنایههای همیشگی کریستن به او برنمیخورد و همیشه هم برای گرسنگیهای کریستن یک مرغ اِنچیلادا آماده دارد. حتی سگ کریستن، استانتمن مایک هم او را میپرستد. تنها مشکل این است که جاش یک روزی خانوادهای بزرگ میخواهد. کریستن میداند که او بهتر است با زن دیگری باشد، ولی همانطور که کشش بینشان ریشه میداوند، دور نگه داشتن او از خودش، برایش سختتر و سختتر میشود…
دلم میخواست حسش کنم. لعنتی! تمام وقت به این موضوع فکر میکردم. اما خطقرمزهای کریستن کاملاً مشخص بود. هیچوقت زیادی نزدیک بهم نمینشست. هیچوقت مچش را درحال نگاه کردن به خودم نگرفتم. هیچوقت هم کوچکترین نشانهای از خودش به جا نگذاشت که به من علاقه دارد.
و چرا باید همچین کاری میکرد؟ او، تایلر را داشت.
دومین شبی که در خانهاش ماندم، تایلر تماس گرفت و من شنیدم که کریستن تمام اتفاقات را در مورد آن مرد م### و من که در اتاق مهمانش اقامت داشتم، برای تایلر شرح داد. کریستن با تایلر روراست بود. بهنظر هم نمیآمد که تایلر ناراحت شده باشد.
تایلر به کریستن اعتماد داشت.
کاملاً هم در اینباره حق داشت؛ حداقلش تا جایی که من اطلاع داشتم. مشخصاً، من تهدیدی بهشمار نمیرفتم.
چطور خودم را در همچین وضعیتی انداخته بودم؟ عاشق زنی شده بودم که در دسترس من نبود. و این، دقیقاً همان کاری بود که در طول دوهفتهی گذشته انجام دادم: عاشق شدم.
گند زدم. وقتی دوستش برمیگشت و همهچیز تمام میشد، بهایش را پرداخت میکردم. باید بیشتر دقت میکردم، زمان کمتری را با او میگذراندم و وقتی هم که میخواست باهم وقت بگذرانیم، گاهی اوقات باید جواب رد میدادم. باید میرفتم سر قرار، بین باقی گزینهها جستوجو میکردم.