دانلود رمان گذر واژه های عاشقانه pdf از مریم السادات نیکنام و خاطره ق برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
میسره سعادت دختری که دست از همه چیز شسته و به دنبال کشف ماجرایی افتاده که همه قصد پنهان کردن اون رو دارن؛ اما اون با حساسیت بالاش دست از کنجکاوی بر نمیداره و باعث رو شدن موضوعی میشه که زندگی همه رو تغیر میده و اما زندگی شخصیش با رو شدن یک بچه…
دخترک موذیه هفت خط از فروشگاه خارج میشود و برای تاکسی دست تکان می دهد. روشن و خاموش شدن چراغ تاکسی را می بینم و با عجله از پشت درخت خارج می شوم. تنم مثل بید در حال لرزیدن است و بدتر از آن گوشی موبایلی است که در دستم ویبره می رود. شماره مامان مریم روی صفحه نمایان می شود. رد تماس می زنم و بوته شمشاد ها را باز می کنم و مثل گربه ای از بینش خارج می شوم. تا او دست به دستگیره تاکسی می برد و در را باز می کند من هم خودم را وسط خیابان می اندازم.
او سوار می شود و من هم جلوی تاکسی ای را می گیرم. بوق ممتد می زند اما من بیشتر از این ها عجله دارم که گوش به یک بوق بدهم.
_آقا…وایسا…وایسا تروخدا
راننده غر غر می کند. اهمیتی نمی دهم و می خواهم سوار شوم که کسی از پشت صدایم می کند.
_میسره؟
به عقب برمی گردم یا خدا، او اینجا چکار می کرد. دست پاچه تر از قبل خودم را داخل تاکسی می اندازم.
_خانم چه خبره…دیونه شدی مگه..نزدیک بود زیر بگیرمت!
سریع کنار دو زن دیگر جا گیر می شوم. به نوعی خودم را رویشان می اندازم.
_برو…برو تورو خدا…
دو زن پچ پچ می کنند و مسافر جلویی هم تا کمر خم می شود و به عقب نگاه می کند. صورتم کاملا سرخ شده و از اضطراب زیاد خیس عرق شده ام.