دانلود رمان استاد pdf از اینجینیو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
چند تا دوست با عقاید متفاوت، با دیدگاه های متفاوت نسبت به زندگی، با علایق متفاوت، زندگی می کنن، عاشق میشن، شکست می خورن تا ثابت کنن زندگی همه جوره جریان داره…
مریم: به خدا دیگه خسته شدم شقایق، رسیدم به پوچی، هیچ هدفی تو زندگیم ندارم.
شقایق: چی دارم می شنوم؟ تو هموم مریمی؟ مریمی که تا 20 سال بعدش رو هم برنامه ریزی کرده بود؟ دختر اگه تو برسی به پوچی بقیه چیکار باید بکنن؟ هیچ می دونی اگه بچه ها بفهمن که خر خون کلاسشون دیگه انگیزه نداره، چیکار می کنن؟ کی بود که بقیه رو تشویق می کرد؟ کی بود که همه رو با انگیزه کرد؟ مریم تو چت شده؟
خانم معدنی: خانم ها بلندتر بگین تا ما هم بفهمیم
شقایق: چیزی نبود خانم، شما خیلی خودتون رو نگران نکنید، داشتم از مریم سوال می پرسیدم.
خانم معدنی: آخه من چند دفعه باید به شماها بگم که از من بپرسید؟ اگه از دوستتون بپرسید ممکنه اشتباه بهتون بگه و اون وقته که دیگه مطلب اشتباه میره تو ذهنتون.
شقایق زیر لب غرغری کرد و گفت: همچین خودش رو تحویل می گیره فکر میکنه آمریکائیه و همه چی رو بلده، به خدا من و تو بیشتر از این حالیمون میشه مریم..