دانلود رمان دلبر استاد 1 pdf از محیا داودی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دلبر دانشجوی سربه هوای استاد توتونچی واسه کمک به استادش وارد یه بازی خطرناک میشه غافل از اینکه حامی پسرعموی عاشقش سر از ماجرا درمیاره و نمیذاره داستان اونطور که هست پیش بره و…بخش اول این رمان دو جلدی زیبا از محیا داودی را در ادامه بخوانید.
بازم این حراست دانشگاه دیواری کوتاه تر از من پیدا نکرد و بین این همه آدم مطابق همیشه من و گیر انداخت و حالا در خدمت برادران گرامی بودم. حسینی سر دستشون که با اون ابروهای پیوندی و خال رو دماغش به اندازه کافی خوفناک بود،با اخمی که باعث میشد ابروهاش بره تو چشماش زل زد بهم:
_چند بار بگم این طرز لباس پوشیدن شما درست نیست!
همکار بداخلاق تر از خودش از رو صندلی بلند شد و اومد سمتم:
_بااین طرز لباس پوشیدن جوونای مملکت و تحریک میکنید،امیدوارم متوجه باشید!
نمیدونستم بخندم یا بزنم تو سرم اما از جایی که خشم برادرا بی کران بود مقنعم و جلوتر کشیدم و کل پیشونیم و پوشوندم،حالا بماند که موهای بلندم و ول کرده بودم رو شونه هام و هر چی از جلو پوشونده بودم از عقب در حال جبران بودم.
حسینی در ادامه حرف همکارش سری به نشونه تاسف واسه من تکون داد و گفت:
-کارت دانشجوییت و بده،دست من بمونه بهتره شما که داری هرروز اعمال زشتت و تکرار می کنی دیگه به زحمت نیفتی هر دقیقه کارت بدی به ما می دونستم بداخلاقه،جدیه یا هر کوفت دیگه ای اما هرچی که نبود من از دخترای پسر کش این دانشگاه بودم و از جایی که میدونستم تموم مردها قابلیت گول خوردنو دارن دلبرانه لبخندی بهش زدم:
_آقا حسینی،فقط همین یه بار.